محمد مهدى ملايرى
37
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نقش ايرانيان در دوران انتقال از ادبيات جاهلى به ادبيات غنى قرنهاى نخستين اسلامى از آنچه گذشت مىتوان به اين نتيجه رسيد كه نه تنها در تاريخ ادبيات ايران يك دورهء بسيار مهم كه خط و صلى بين ادبيات و فرهنگ قديم ايران و دوران اسلامى آن باشد يعنى همين دورانى كه ما آن را دوران انتقال از عصر ساسانى به عصر اسلامى ناميدهايم از قلم افتاده ، در تاريخ ادبيات عربى نيز براى درك تحولات تاريخى آن و به عنوان خط و صلى بين ادبيات جاهلى و زبان غنى و پرمايه قرنهاى نخستين اسلامى جاى چنين دورهاى خالى است . دورهاى كه اساس تحقيقات در آن بايد بر محور اسلام و گرايش اسلامى ايرانيان قرار گيرد و از تاريخ و جغرافياى ايران و به خصوص تاريخ اجتماعى و فرهنگى اين سرزمين و جغرافياى انسانى آن بيگانه نماند .
--> - مىتوانست در سنجيدن بين نظريههاى مختلف و ترجيع يكى از آنها بر ديگرى داورى صاحبنظر باشد و تفسير و تعليقى كه بر بعضى كلمات نوشته استوارتر و به صواب نزديكتر باشد . مرحوم دكتر عزام چند نمونه از اينگونه تفسيرهاى ناصواب را ذكر كرده و با مطالعهء دقيقتر كتاب مىتوان نمونههاى ديگرى را هم بر آنها افزود . از آن جمله تعليق وى را بر نافجه و جمع آن نوافج المسك در ص 341 ، 343 و همچنين نسبت خطا دادن وى را بر صاحب صحاح اللغة و قاموس و معيار كه در معنى « اليارق » معرب « ياره » كه آن را به عربى « الجباره » معنى كردهاند و در تفسير جباره هم نوشتهاند « و هو الدستبند العريض » در ص 357 و 237 كه ناشى از عدم آشنائى وى با معانى مختلف دستبند در فارسى است . 3 - مرحوم دكتر طه حسين از استادان صاحب نام مصر در دوران اخير بود كه در بسيارى از مسائل مربوط به تاريخ و ادبيات عربى نظرهائى غالبا جسورانه ابراز مىكرد و به همين سبب هم در ميان جوانان نوطلب نام و آوازهاى داشت . گرچه در گفتههاى وى غالبا جنبه خطابى بر جنبه تحقيقاتى آنها مىچربيد ولى باز در آنچه صرفا مربوط به زبان و ادب عربى مىشد به سبب احاطهاى كه بر آن زبان داشت غالب نظرهاى وى مقرون به صواب مىنمود ولى در آنچه در زبان و ادب فارسى با فرهنگ ايران و زبان فارسى ارتباط مىيافت نظرهاى وى غالبا مانند آنچه دربارهء « عبد الحميد كاتب » خواهد آمد دربارهء اين نظرها سخن خواهد رفت در اينجا تكرار نمىشود .